یه دوست برام کامنت گذاشته که تو از این هفت حین حقوقی چی دیدی که از اون بالا برش نمیداری ...
اگه زن باشی و هر لحظه ی زندگیت پر بشه از شنیدن صدای مرداني كه با تمامیت خواهی بی حد و حصر فرياد مي زنند همه جاي ايران سراي من است... و جایی برای تو در سرایی که شریک دردهای اونی باقی نمیگذارند... با این هفت حین که اسمش به ظاهر خوشایندو خوش لفظ نیست نه تنها کنار میای... بلکه اون رو به عنوان پست اولت برای شروع بهار انتخاب می کنی!!! شروع بهار شایدم شروع تلاشی دوباره برای رسیدن به چیزی که سالیان سال از تو و همجنسات دریغ شده... اما خوب انتظار به جایی نیست که در حالی که خیلی از مخاطب های این وبلاگ زنانه (بازهم به قول همون دوست) مرد ها هستند تک صدایی رو پیشه کنم ...
به یمن بارون زیبایی که امشب خیابون ها رو خیس کرده و پر از عطر و بوی بهار...این تصویر رو با بخش هایی از یک شعر زیبا از حمیدمصدق کامل میکنم ...
واي، باران؛
باران؛
شيشه پنجره را باران شست .
از دل من اما،
- چه كسي نقش تو را خواهد شست ؟
آسمان سربي رنگ،
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ .
مي پرد مرغ نگاهم تا دور،
واي، باران،
باران،
پر مرغان نگاهم را شست .
*****
...