بازي بازي منم بازي!
وبلاگ ميرزا بنويس رو باز كردم كه تراوشات ذهن هميشه فعالش رو بخونم چشمم خورد به يك بازي جديد شبيه يلدا بازي واينبار با آرزوي آدما و ظاهرا دوست عزيزمون از من تحت عنوان آيداي هميشه (به حق)معترض براي ادامه ي بازي دعوت كردند! به ياد دارم تو بهاريه ي امسال كلي آرزوهامو رديف كرده بودم كه يكي يكي به بهار خانوم بگم اما انگار بهارخانوم با گوش شنوا نيومده بود! اين ميرزا بنويس عزيز باز ما رو ياد نداشته هامون انداخت! در چشم به هم زدني يك خروار آرزو هجوم آورد به ذهن خسته ام كه هيچكدوم حاضر به ترك صحنه نبودند و نه حتا به شماره اي قانع... آرزوهاي محال كه مسير رسيدن به همه اونها پرپيچ و خم و پر از تابلوهاي ممنوع و قدغن بودند! گفتند 5 آرزو اما من مي خوام اين سنت بازي با عدد 5 رو هم بشكنم ! آرزوهاي هر كسي به اندازه ي عمق ديدشه ... ولي وقتي اول هر آرزويي يه ايكاش ساده مي نشينه و تصويرش رو به شكل يه روياي محال تو عمق ذهنت ثبت ميكنه چه فرقي داره 5 تا آرزو باشه يا 1000 تا؟
براي يگانه پسرم آرزو مي كنم وقتي بزرگ ميشه بتونه راحت تو همين خاك وطن نفس بكشه و دغدغه ي نان و حسرت آزادي و ... فرصت تجربه ي يگانه ي زندگيش رو نسوزونه و آرزوهاش مثل آرزوهاي مادرش با كاشكي و اما توأم نباشه !
آرزو ميكنم سلامتي به زندگي پدر ومادر خوبم برگرده و صورتشون دوباره قاب دوست داشتني لبخندي باشه از اعماق دل هاشون.
آرزو ميكنم يه روزي رو ببينيم كه ديگه ساده ترين خواسته هامون آرزوهاي محال نباشن... دوستي ها دوباره رنگ عاطفه بگيرن و دورنگي و دروغ تو چهره ي كسي پشت نقاب لبخند قايم نشه! آرزو مي كنم همه مون ياد بگيريم بيشتر از اين ها حريم همديگه رو رعايت كنيم و روي خط هاي قرمز رابطه پا نگذاريم!
آرزو مي كنم روزي بياد كه چشم انداز كوچه ها و خيابونامون به جاي انعكاس تصوير كودكان در به در و آزارديدهي كار و خيابون پربشه از صداي خنده هاي شادمانهي بچه ها! كه نسل آينده مثل نسل ما بي رويا و پر از آرزوهاي محال نباشه و
آرزو مي كنم وطنم آزاد بشه و همه ما يه روز بيدار بشيم و ببينيم اين سالهاي تلخ و شوم و سياهي كه بر نسل جزغاله شده ي ما گذشته يه كابوس بوده كه تموم شده . دوره ي استبداد سر اومده و هركسي با هر عقيده اي مي تونه تو فضاي ايران تنفس كنه!
آرزو مي كنم مغناطيس حجم تيره اي كه از دل سياهي انتهاي ويراني هر لحظه صدام مي كنه دست از سر دلم برداره(!) سخت شد نه؟ خوب ساده ميگم: يه روز بي دغدغه و يه شب خواب راحت! كاش روزي بياد كه زندگي كردن با موجودي كه خودم به دنيا آوردمش روياي محال نباشه... روزي باشه كه ديگر از زخم زن بودن اشك به چشمم نياد و براي گرفتن ساده ترين حقوقم مجبور نباشم با تمام دنيا بجنگم!
آرزو مي كنم حتا واسه يه بارم كه شده برگردم به كودكي بي دغدغه! البته چون ميدونم اين يكي محاله حداقل واسه تجربه ي مرگ آرزو دارم زير بارون آروم و راحت بميرم پيش از اينكه بشكنم...
فكر كنم اگه ازآروزهاي مشترك فاكتور بگيريم ميشه 5 تا!
به خود نگير اگر مي گويم :
بر اين كره تيره بخت
يا وحوش بود و انسان نبود
يا انسان بود و آواز آدمي قدغن !
خوب آخر رسم اينه كه دوستان رو دعوت كنيم به اعتراف! گندمك، مهديه، بيژن، مريم ، پويان ، علی مزدك آقاي غير منتظر ، آقارضاي يك كلمه ، علي تدين ، مهديه كرجي نگاهي نو و بقيه دوستاي خوبي كه آرزوهاي منو خوندند!
پ . ن: (دوم اردی بهشت)
خیلی ها مون از جمله خودم با پدیده ی نادر اختلال عجیب و غریب در سیستم فیلترینگ مخابرات مواجه شدیم . همون جمله ی منحوس "مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد" در این مورد آقای دکتر خدابخش متخصص در امراض وبلاگی یه نسخه پیچیده که در بسیاری موارد به بهبود مرض منتهی شده . با اجازه از ایشون دستور نسخه رو درج می کنم که همه دوستان مبتلا استفاده کنند.
ایمیل: filter@dci.ir
شماره تماس:
88031509 -88031530- ۰۲۱
پ.ن۲
من با شور و شوقي وصف ناشدني عازم سفر هستم .يه سفر هيجان انگيز به اميد ساختن دنيايي بهتر براي همه كودكان سرزمينم! به احتمال قوي چند روز آينده در شرايطي نيستم كه به اينترنت دسترسي داشته باشم . دلم براتون تنگ ميشه اما اميدوارم با دست پر برگردم. شعار من و همراهانم در اين سفر
كودكان را باور كنيم
كودكانه بهار را باور كنيم
بهار كودكان را بارور كنيم