تبليغاتX
پرگاس - بهاریه
درباره ی وبلاگ
آخرین نوشته های پرگاس
لوگوی پرگاس 1
کدهای شما
بهاریه

گفتي بهار در راه است  و با ناز و كرشمه سوي ما مي آيد

گفتي بنگفتي كه غم فراق  و درد

سالي نوروز

بي چلچله

بي بنفشه مي آيد

بي جنبش سرد برگ نارنج بر آب

بي گردش مرغانه ي رنگين بر آينه

 سالي نوروز

بي‌گندم ِ سبز و سفره مي‌آيد،
بي‌پيغام ِ خموش ِ ماهي از تُنگ ِ بلور
بي‌رقص ِ عفيف ِ شعله در مردنگي.

 

سالي نوروز

همراه به دركوبي مرداني

سنگيني بارشان بر دوش

تا لاله ي سوخته به ياد آرد باز

نام ممنوع اش را

و تاقچه ي گناه

ديگر بار

با احساس كتابهاي ممنوع

تقديس شود

در معبر قتل عام

شمع هاي خاطره افروخته خواهد شد

دروازه هاي بسته

به ناگاه

فراز خواهد شد

دستان اشتياق

از دريچه ها دراز خواهد شد

لبان فراموشي به خنده باز خواهد شد

و بهار

در معبري از غريو

تا شهر خسته

پيش باز خواهد شد

سالي آري

بي گاهان

نوروز

چنين آغاز خواهد شد...

 (شاملو)

 

 

اسم بهار كه مياد دل پر ميكشه به حال و هواي روزهاي دور و رفته. به خاطر ميارم كه ديگه كودكي داره از من خيلي دور ميشه و من بعضي وقتا از ذهن خسته ام شرمنده ميشم و دلم ميگيره كه خاطره ي چيزي يا كسي رو به سختي به ياد ميارم... دلم مي خواست واسه تك تك كسايي كه دوستشون دارم بنويسم اما... اول بهاريه امسال مثل هرسال سلام به مامان و آقاجون خوبم

 

حول حالنا الي احسن الحال

يادته آقاجون تو به صوت بلند مي خوندي و صداي توپ سال تحويل هميشه براي ما اتفاقي تازه بود... اونوقتا دور سفره ي بزرگ گل گلي خونه هميشه شلوغ بود و پر از نشاط واسه استقبال از بهار خانومي كه مي اومد و همه چيز رو  پاكيزه و مرتب ميكرد... و چشمامونو برنمي داشتيم از جلد سبزقرآني كه توش اسكناس هاي نو دل دل ميزدن واسه نوازش دستاي بچه گانه ي ما...

چي شد آقاجون؟ اون صداي صوت رسات وقت دعاي تحويل سال بر كدوم عرش ناخونده حك شد كه سال به سال دريغ از پارسال ...

مي بيني مامان صبورم؟ سفره ي گل گليمون كم كم تهي شد از ولوله كودكانه ي ما ...حالا ديگه همه آدم بزرگ شديم و اشتياقمون براي حوض آبي و ماهي قرمزاي تنگ  بلور به خواب خاطره  پيوسته... سالها ي زيادي از اون عيدها و شادي ها گذشته و  حالا ديگه  شونه هاي  آقاجون خميده، دست هاي تو پير و خسته و رو گيساي سياه كودكي من انگار كمي برف سفيد صبوري نشسته!‌ اما خدا رو شكر كه هنوز هستين گرچه از من دورين!

 آقاجون دلم پر ميكشه كه بيام  رو زانوهات بشينم و به استقبال بهار خانوم مهربون برام دوباره  با صوت بلند بخوني  حول حالنا الي احسن الحال و حالا كه دوباره بهار خانوم با دامن سبز پر از گلاي شقايقش به سراغمون مياد چه خستگي ها كه  تو  چهره هامون حك نشده...مثل هرسال دوباره  بهاريه مينويسم اما  از دل غربت كه  نميشه بهاريه شاد و آكنده از خاطرات شيرين سالهاي دور نوشت ... همون سالهاي كودكي كه  با هم بازياي اونوقتا گنجشك مرده ي رو زمين افتاده رو شستيم و تو يه چاله دفنش كرديم درست مثل خانجون  كه وقتي مرد و ديگه صداي  قصه  هفت دخترون نارنج و امير ارسلان نامدار و گل بنفشه خانومش خاموش شد و رفت تو صندوقچه ي خاطرات اون سالها .... بزرگ شديم و ايكاش نمي شديم و همون محروميت كودكي  مي موند و نمي فهميديم دنياي آدم بزرگا پراز دروغ ونيرنگه و رنج ... بهار داره مياد و من چه دلتنگم آقاجون! دوباره ميام و اينبار با صداي شكسته ات بخون حول حالنا الي احسن الحال ... شايد كه عرش ملكوت از خستگي صداي تو و نگاه مامان به لرزه بياد و از آسمون برامون شادي بباره!

مي دوني ...

ميخوام امسال ديگه بارو بنديل غصه هامو جمع كنم و بذارم تو كوله بار ننه سرما كه با خودش ببردشون وقت زيادي ندارم ... يكي دو روز فقط خدا كنه كه برسم و چيزي ازشون جانمونه... اين روزا غصه هست اما دلخوشي هاي خوبي هم دارم كه خونه ي سرد و خالي منو گرم ميكنه... ياد پويان دلگرمم ميكنه... دوستاي خوبي دارم كه بهم اميدميدن و پابه پاي غصه هاي من صبوري مي كنن! و همينا به زندگيم رنگ بهار مي زنه!

وقتي دعا مي خوني واسه تحويل سال ميخوام آرزو كنم كه خدا سلامتي تو رو بهت برگردونه و شادي رو تو صورت مامان ببينم... ميخوام آرزو كنم كه پويان صبورم در كمال سلامت رشد كنه و شاداب باشه... ميخوام آرزو كنم كه دوستاي خوبم هميشه كنارم بمونن و مثل حالا رنگ تنهايي رو از درو ديوار خونه ام پاك كنن... ميخوام آرزو كنم كه وطن ... وطنم آزاد بشه و باز تو آغوشش بشه با دل آسوده و بي دغدغه بچه هاي خيابون و زندون و كار و غم نان و حسرت رهايي و عدالت و...  آروم بگيريم. خيلي آرزو ها دارم ...امسال دعات رو طولاني تر بخون كه وقت كنم يكي يكي آرزوهامو به بهارخانوم بگم!

 

نوروز خجسته

 

پ . ن: من اولین عیدیم رو از بهار خانوم گرفتم ... یک ساعت پیش (بیست و هشتم اسفند)یه دوست خبرداد که شادی و محبوبه به قید وثیقه از زندان آزاد شدن... امیدوارم فرهنگیانی هم که این روزا تو زندان هستند پیش از نوروز آزاد بشن و بهار طبیعت رو کنار خانواده هاشون جشن بگیرن.

13:13 | posted by: آیدا | Post Link|   





جستجو
خبر ریسی
آرشیو مطالب قبلی
آرشیو موضوعی
وب سایت های برتر
دوستان
آمار وبلاگ
کمپین یک میلیون امضا